یگانه

دل تو روز اول بهار، دل من روز آخر زمستان، چه دورند و چه نزدیک به هم...
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کارم از گریه گذشته است که به آن می خندم
« خرداد ۱۳۸۸ | صفحه اصلی | مهر ۱۳۸۸ »

دل تو روز اول بهار، دل من روز آخر زمستان، چه دورند و چه نزدیک به هم...
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کارم از گریه گذشته است که به آن می خندم

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نهای دلبرا، خطا این جاست
سرم بـه دنیی و عـقـبی فرو نـمیآید
تـبارک الله از این فتنهها که در سر ماست
در اندرون مـن خسته دل ندانـم کیسـت
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلـم ز پرده برون شد کـجایی ای مـطرب
بـنال هان که از این پرده کار ما به نواست
مرا بـه کار جـهان هرگز الـتـفات نـبود
رخ تو در نظر من چنین خوشـش آراسـت
نخـفـتـهام ز خیالی کـه میپزد دل من
خـمار صدشـبـه دارم شرابخانه کجاست
چـنین کـه صومعـه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از آن بـه دیر مـغانـم عزیز میدارند
کـه آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
چـه ساز بود که در پرده میزد آن مـطرب
کـه رفـت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
ندای عـشـق تو دیشـب در اندرون دادند
فـضای سینـه حافـظ هنوز پر ز صداست
این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به روح خاموش در شهریور ۱۳۸۸ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.
آرشیو قبلی خرداد 1388 می باشد
آرشیو بعدی مهر 1388 است
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید